شامل داستان کوتاه، شعر، مقاله، نقد و بررسی ادبیات ایران
از متن کتاب: خانه ما لب آشورا بود آشورا جای مردن سگهای پیر بود. جای عشق بازی مرغابیها بود. جای پرت کردن بچه گربههایی بود که زندگی را به مردم حرام کردهبودند. آشورا جای بازی ما بود. اوایل بهار یا اواخر پاییز که آسمان را ابرهای سیاه میپوشاندند، بابام از میان اطاق مینالید که: – خدایا غضبت را از ما دور کن. ولی خدا به حرف بابام گوش نمیکرد. سیل میآمد. خشمگین میشد. میشست و میرفت. کف میکرد. پلهای چوبی را میبرد. زورش به خانههای بالای شهر که از سنگ و آجر ساخته بودند، میرسید. اما به ما که میرسید تمام دق دلش را خالی میکرد…
نسخه_الکترونیکی# یا #نسخه_اسکن
اطلاعات، توضیحات و جزئیات دانلود pdf کتاب بیستون در این صفحه ارائه شده است. پیش از خرید، محتوای محصول، فرمت فایل، شرایط استفاده و سایر اطلاعات درجشده را بررسی کنید.
تعداد مشاهده: 42 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 148
حجم محصول:3.2 MB کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها